تبليغاتX
کنام سگان وشغالان شود  دریغ است ایران که ویران شود بلوچ خان خانه بدوش
بلوچ خان خانه بدوش
هرآنچه خداخواهد

نقل مکان به جائی دیگر

http://www.fouzoolbashi.blogfa.com

سلام بدلیل باز وبسته شدن مداوم توسط آی اس پی  یا مخابرات یا هر احمق دیگه ای که نمیدونم کیه از این پس به کوچه بالائی نقل مکان میکنم

http://www.fouzoolbashi.blogfa.com

اسم اینم آزادی بیانه دیگه گند زدند تو قانون و کتاب وحساب و....

بعدشم میگن صداتون درنیاد دشمنا پشت در وایستادن تا آتو بگیرن

خوب احمقا کاری نکنین که ناراضی پیدا بشه مگه مردم چیزی بیشتر ازحقشون میخوان

( من که از اول گفتم خانه بدوشم)


2 نوشته شده توسط عمو جواد در یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386 و ساعت 0



نمیدونم چرا؟

سر صبح با ابیات زیر که دیدم وخوشم اومد آغاز کردم

ما رايك دل ازخوبان جدانيست ولي صد حيف خوبان راوفا نيست

به دوستان دل سپردن سهل است ز دوستان دل بريدن كار ما نيست



تا كه بوديم،نبوديم كسي كشت ما را غم بي هم نفسي


تا كه خفتيم ،همه بيدار شدند تا كه مرديم همه يار شدند

قدرآن شيشه بدانيد كه هست نه در آن موقع كه افتاد شكست

ولی این خیلی بده چرا باید همش از اشعاری که بوی غم وتنهائی ودرد میده خوشمون بیاد

من که نمیدونم ؟ شما بگید چرا باید اینجوری باشه ادبیات وعلائق مردم از اشعار حافظ ومولانا سوق پیدا میکنه به شعرای غمناک وسوز آور

 


2 نوشته شده توسط عمو جواد در یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386 و ساعت 0




ساعت 3 شب بود كه صداي تلفن , پسري را از خواب بيدار كرد...پشت خط مادرش بود..... پسر با عصبانيت گفت: چرا اين وقت شب مرا از خواب بيدار كردي؟؟؟؟؟؟ مادر گفت:25 سال قبل در همين موقع شب تو مرا از خواب بيدار كردي..... فقط خواستم بگويم تولدت مبارك پسرم..... پسر از اينكه دل مادرش را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد.....صبح سراغ مادرش رفت.....وقتي داخل خانه شد مادرش را پشت ميز تلفن با شمع نيمه سوخته يافت..... ولي مادر ديگر در اين دنيا نبود     


 ميدوني ضد حال چيه؟؟؟؟ تولدت 30 اسفند باشه ( هر 4 سال يه بار

جيرجيرک به خرس گفت:دوستت دارم
خرس گفت:الان وقت خواب زمستانيه منه،6 ماه ديگه بيا تا در موردش با هم حرف بزنيم.
وقتي خرس از خواب بيدار شد جيرجيرک رو نديد!! خرس نميدونست جيرجيرک فقط 3 روز زندگي ميکنه

به رشتيه ميگن توو خونه ت مرد سالاريه يا زن سالاري؟
ميگه: هيچکدوم .... مردمسالاريه

به ترکه ميگن وقتي حضرت يونس رفت تو دهن نهنگ چي شد ؟ ترکه ميگه : يه سازماني تشکيل شد به نام يونس کو


ميزبان از يكي از مهمان‏ها خواست آواز بخونه. مهمون گفت: آخه ديروقته، همسايه‏ ناراحت ميشن گفت: اصلاً مهم نيست. سگ اونا هر شب تا صبح پارس مي‌كنه

تركه در و پنجره ساز بوده ميره خواستگاري ازش مي پرسن اقا داماد چي كارس ميزاره ميگه كلاس ميزاره ميگه ويندوزنصب ميکنم


به ترکه ميگن اگه يه دختر بهت راه بده چکار مي کني؟ ميگه ازش سبقت مي گيرم

ترکه ميره سر زده خونه اش ميبينه که چند تا کفش مردونه دم در خونه پارک شده . در خونه را باز مي کنه و مي گه: ببخشين جوک رو اشتباهي اومدم

غضنفر با صورت باند پيچيده مياد تو خيابون. رفيقش ميگه چرا اينقدر به صورتت باند پيچيدي؟ غضنفر ميگه داشتم اتو مي كردم تلفن زنگ زد بجاي گوشي تلفن اتو رو گزاشتم دم گوشم. رفيقش ميگه پس اونور صورتت چي شده؟ غضنفر ميگه تا اتو رو گذاشتم زمين تلفن دو باره زنگ زد


کنکور هسته‌اي

نام درس: معارف اسلامي.

حق را تعريف کنيد.
الف. برخورداري از انرژي صلح آميز هسته‌اي.
ب. رسيدن به تکنولوژي صلح اميز اتمي.
ج. پاک کردن نام اسراييل از نقشه‌ي دنيا.
د. افسانه خواندن هولوکاست.

نام درس: متون و دستور زبان فارسي.

1. برخورداري از انرژي صلح آميز هسته‌اي حق مسلم ما ــــــــــ .
الف. است.
ب. مي‌باشد.
ج. هست.
د. گزينه‌ي آخر.

نام درس: جامعه شناسي.

2. برخورداري از انرژي صلح آميز هسته‌اي حق مسلم ما ـــــــــــ .
الف. بود و به آن رسيديم.
ب. بود و به آن رسيدند.
ج. هست و به آن خواهيم رسيد.
د. هست و به آن خواهند رسيد.

نام درس: فيزيک.

اگر با در نظر گرفتن اصطکاک هوا يک بمب اتم 500 کيلويي را با زاويه شصت درجه‌ و سرعت 120 متر در ثانيه به سمت اسراييل پرتاب کنيم, چه مدت زمان طول خواهد کشيد تا بمب به مقصد برسد و چه واکنشي حاصل خواهد شد.
الف. سي و شش دقيقه , بمب به جاي اورشليم بيت المقدس را هدف قرار خواهد داد.
ب. دو ساعت و چهل و پنج دقيقه, با توجه به اصطکاک هوا بمب خنثي خواهد شد.
ج. يک دقيقه, بمب جلوي پايمان منفجر خواهد شد.
د. چهل دقيقه, بمب مشقي‌ست.

نام درس: شيمي.

حاصل ترکيب روبرو چه خواهد بود. Bu Ru Eu Ch UN
الف. IEAA
ب. Co2
ج. Wa R
د. Oh SHIT

نام درس: دستور زبان عربي.


ترجمه: ايها مسلمون احقاق الحقي و مسلمي في انرژيه هسته‌ايه.
الف. اي مسلمانان, انرژي هسته‌اي چيست؟
ب. اي مسلمانان, انزژي هسته‌اي چيز خوبي نيست.
ج. اي مسلمانان, حق ما در الکترون و پروتون نهفته شده است.
د. اي بردار مسلمان, برخورداري از انرژي صلح آميز هسته‌اي حق مسلم ماست. ما تا اخرين لحظه از مواضع خود عقب نخواهيم نشست و احقاق حق خواهيم نمود که مرگ نهايي از آن غرب و حکومت‌هاي ظالم است.

نام درس:رياضيات.

با فرض اينکه
IR <> Eu
IR <> U.N
IR <> IS
IR <> U.S
جواب معادله‌ي روبرو چه خواهد بود Ir x Is x U.N x U.S x Eu
الف. معادله جواب ندارد.
ب. به خدا جواب ندارد.
ج. به جان مادرم جواب ندارد.
د. هر سه مورد.

نام درس: زبان اجنبي.

با کلمات در هم‌ ريخته‌ و نامرتب Nuclear Energy is our definite right جمله‌ي صحيح را بسازيد.
الف. Right nuclear our definite is energy
ب. energy is right our defenite nuclear
ج. Right definite our is energy nuclear
د. فرقي نمي‌کند, همه‌ي موارد


سه تا ايراني و سه تا آمريكايي توي ايستگاه منتظر حركت قطار بودن. آمريكايي ها 3 تا بليط داشتند (نفري يكي!) ولي ايراني ها فقط يك بليط! آمريكايي ها از ايراني ها مي پرسن: شما چه طوري مي خواهيد سه نفري با يه بليط سوار قطار بشيد؟ ايراني ها مي گن: نگاه كنيد تا ياد بگيريد.
وقتي سوار قطار مي شن ايراني ها هر سه تاشون مي رن توي يه دستشويي و در رو مي بندند. آمريكايي ها هم كه ايراني ها رو تحت نظر داشتند مي بينن مسؤول قطار اومد بليط ها رو جمع كنه. مسؤول بليط ها در دستشويي رو ميزنه و مي گه : بليط لطفا! يكي از ايراني ها لاي در دستشويي رو باز مي كنه و بليط رو مي ده. (آقاي مسؤول فكر مي كرده يه نفر تو دستشوييه ديگه!)
آمريكايي ها با ديدن اين ماجرا كلي حال مي كنن و تصميم مي گيرن تو راه برگشت همين كارو بكنن. در راه برگشت دوباره اين 3 تا آمريكايي كه با اون ايراني ها همسفر بودن توي ايستگاه همديگه رو مي بيينن. آمريكايي ها سه نفرشون فقط يك بليط گرفته بودن ولي مي بينن كه ايراني ها اصلا بليط ندارن! ازشون مي پرسن شما چطور بدون بليط مسافرت مي كنيد؟ ايراني ها ميگن: نگاه كنيد تا ياد بگيريد.
خلاصه مردم سوار قطار ميشن و آمريكاييها كه حالا روش كار ايرانيها رو ياد گرفته بودن هر سه نفرشون ميرن توي يه دستشويي و درو ميبندن. ايراني ها هم مي رن توي يه دستشويي ديگه و در رو مي بندن.
چند دقيقه بعد يكي از ايراني ها از دستشويي مياد بيرون ميره در دستشويي آمريكايي ها رو مي زنه و مي گه: بليط لطفا!!!! 

چرا با جوراب خوابيدي؟ آخه اينطوري راحت‌تر مي‌خوابم! واسه چي؟ واسه اينكه ديشب با كفش خوابيدم، خوابم نبرد

 

يه روز يه ترکه ميره مهموني، صاحبخونه يه سگ داشت که اسمش جو بوده. سگه ميره زير صندلي ترکه ميشينه. يهو ترکه بد جوري گوزش ميگيره. با خودش فکر ميکنه که اگه بگوزه، صاحبخونه فکر ميکنه که جو گوزيده. ترکه يه کم از گوزشو ول ميکنه، صاحبخونه سريع به جو گفت: جو برو تو حياط. ولي جو تکون نخورد. ترکه که خيالش راحت شده بود که مي‌افته گردن جو با خيال راحت تمام گوزشو ول کرد. صاحبخونه يهو داد زد: جو، حتما ميخواي اين آقا رو سرت برينه


يه روز يه لره مي ميره .براي سوال جواب 62 تافرشته ميان با لاي سرش !! 2 تا شون نکير و منکر بودن 60 تاي ديگه سوال ها رو تفهيم مي کردن به لره


2 نوشته شده توسط عمو جواد در پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386 و ساعت 11



نمیدانم چرا ؟ شما بگید

سر صبح با ابیات زیر که دیدم وخوشم اومد آغاز کردم

ما رايك دل ازخوبان جدانيست ولي صد حيف خوبان راوفا نيست

به دوستان دل سپردن سهل است ز دوستان دل بريدن كار ما نيست



تا كه بوديم،نبوديم كسي كشت ما را غم بي هم نفسي


تا كه خفتيم ،همه بيدار شدند تا كه مرديم همه يار شدند

قدرآن شيشه بدانيد كه هست نه در آن موقع كه افتاد شكست

ولی این خیلی بده چرا باید همش از اشعاری که بوی غم وتنهائی ودرد میده خوشمون بیاد

من که نمیدونم ؟ شما بگید چرا باید اینجوری باشه ادبیات وعلائق مردم از اشعار حافظ ومولانا سوق پیدا میکنه به شعرای غمناک وسوز آور

 


2 نوشته شده توسط عمو جواد در پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386 و ساعت 8



چند تا شعر

سلام دلم گرفت وچندتا شعر مینویسم دوتاش از خودم چند تاش از دیگران

هر بار باهات حرف زدم تو نشنیدی

                                            آخه من بتو دل بدهم با چه امیدی

*******************************************************

آی مردم دنیا دل من پر ز درده                 هر جا مینگرم جنگه و نبرده

*******************************************************

درویش مکن ناله ز شمشیر احبا
                        
کاین طایفه از کشته ستانند غرامت 
                                                 
در خرقه زن آتش که خم ابروی ساقی
                                                                          
بر می شکند گوشه محراب امامت

فریاد که از شش جهتم راه ببستند 
                      
آن خال و خط و زلف و رخ و عارض و قامت 
                                                
امروز که در دست توام رحمتی کن 
                                                                  
فردا که شدم خاک چه سود اشک ندامت  

**************************************************************

من از بازوی خود دارم بسی شکر
                                   
که زور مردم آزاری ندارم
                                                    
زدست کوته خود  زیر  بارم
                                                                           
که از بالا بلندان شرمسارم

**************************************************************

میان مهربانان کی توان گفت 
                                           
که یار ما چنین گفت و چنان گفت   

**************************************************************

خیلی سخته در میان جمع بودن 
                             
ولی در گوشه ای آرام نشستن 
                                                     
برای دیگران چون کوه بودن 
                                                                            
ولی در چشم خود آرام شکستن

**************************************************************

 

           

 


2 نوشته شده توسط عمو جواد در دوشنبه بیستم فروردین 1386 و ساعت 8



یک داستان

گویند که در شهری در همین مملکت یکروز بچه کوچکی بالای بام رفته بود ولب پشت بام بازی میکرد ناگهان والدینش متوجه میشوند وکلی جارو جنجال ودادو بیداد راه میاندازند وخلاصه کوچه خیلی شلوغ میشه وهمه نگران بودند که بچه الان میافته ومیمیره یکنفر رهگذر از کوچه میگذشته شلوغی رو میبینه ومیپرسه چی شده ماجرا رو میگن در همین هنگام بچه میافته پائین ومرد دستاشو بر میداره ومیگه خدایا بسلامت دارش در میان بهت همه بچه صحیح وسالم رو زمین میافته بدون هیچ گریه ای بلند میشه شروع به بازی میکنه مردم اطراف رهگذر را میگیرند که تو امام زمانی و خلاصه بعد از کلی کلنجار طرف میگه این که چیز عجیبی نیست من یک عمر هرچی خداگفته بکن کردم وهرچی گفته نکن نکردم حالا بعد از این همه سال اگه خدا دعای مرا مستجاب نمیکرد جای تعجب بود

به این میگن اتصال


2 نوشته شده توسط عمو جواد در پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386 و ساعت 13



شعر یا ..........

اینم چندتا شعرک از مریم حیدر زاده  (دختری که فاتحه شعر نو وکهنه رو باهم میخونه)

می خوام برم کلاس خط یاد بگیرم با خط خوش
نامه بدم واسه شما ،‌ تو رو خدا بیا بکش

یه کاری کرد با دل من اون چشای پر جذبه
 که ساعت خونه م هنوز ، بعد یه عمری عقبه

اون که نباید می شد انگار شده
 هر چی بگم نمی خوامش بیخوده

همین که اسمت رو منه ،‌ کلی می بالم به خودم
بذار همه گمان کنن من اول عاشقت شدم 


2 نوشته شده توسط عمو جواد در شنبه یازدهم فروردین 1386 و ساعت 9



معرفی

یکی از دوستانم (مرتضی) از امروز صاحبخونه شده حتماٌ یک سر بهش بزنید ونظر بدین

اینم آدرسش

http://esharehha.blogfa.com

 

 


2 نوشته شده توسط عمو جواد در سه شنبه هفتم فروردین 1386 و ساعت 14



امان از دست دل نامردمیها

سلام اگرچه جواب نظراتمو نمیدین ولی من که برای دلم مینویسم؟ بیخیال بابا
اینم یک شعر که نمیدونم از کیه هدیه به دل گرفته ام

چیه دلم گرفتی ؟ واسه چی داری گریه می کنی؟

چیه دلم شکستی ؟ واسه کی داری گریه می کنی ؟

چیه دلم غریبی ؟ چی دیدی داری گریه می کنی ؟

می گی گذاشته رفته اونی که مثل نفس تو بود

می گی دلتو شکسته اونی که همه ی کس تو بود

می گی دیدی نمونده پای همه حرفایی که زده بود

دل من می دونم داری دیوونه می شی اما باز بی خیالش

دل من می دونم داری ویروونه می شی اما باز بی خیالش

بابا بی خیالش...بی خیالش .

 


2 نوشته شده توسط عمو جواد در سه شنبه هفتم فروردین 1386 و ساعت 9



دنیای کج وکنجل

بابا جون جونم براتون بگه امان از دست ادمای این دوره زمونه

چه کارای عجیب غریبی که نمیکنن

نیگا کنین آدما قانون میذارن تا راحت تر زندگی کنن بعد چند نفررو میذارن تا مواظب مردم باشن تا قانونو رعایت کنن چرا؟ چون همین آدما قانونی رو که گذاشتن میشکنن (خلافکارا که از کره ماه که نمیان دست آمریکا هم تو کار نیست)

آدما ماشین میسازن تا کارها سریعتر پیش بره تا وقت بیشتری داشته باشن به خانواده برسن بعد میبینین که تموم وقتش درگیر ماشین وزندگی ماشینی شدن (نه از صفای سنتی بودن خبری هست نه از ترقی وراحتی ماشینی شدن)

تازه باز یکعده رو میزارن تا مواظب باشن با ماشین  تند نریم و...............

وقتی میگم دنیای عجیب غریبیه بیراه میگم؟

تازه هزارو یک کار دیگه هم میکنن که میزارم شما تو قسمت نظرات بگین

 

 


2 نوشته شده توسط عمو جواد در دوشنبه ششم فروردین 1386 و ساعت 11



 






This Template Designed By Ms-temp - Style
Best View : 1024×768